روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

22

شرح شطحيات ( فارسى )

و نون » شد . ( 33 ) بعضى در رؤيت ذات افتادند ، از آن مرآت صفات شدند ، و بىرسم حدث متّحد . بعضى در نور جمال افتادند ، در عشق سرمست شدند . بعضى در نور جلال افتادند ، بىرسم علم سرّ قديم را ياوه‌دراى شدند . بعضى از آن در حسن حسن افتادند ، از آن در بسط چون خليل منبسط شدند . بعضى در عين كمال افتادند و در كمال كامل شدند ، تا چون حبيب « لست كأحدكم » « 7 » گويان شدند . بعضى در سبحات افتادند ، از آن از طور تجلّى در افتادند . بعضى در سطوات افتادند ، از آن در عين عيان محو شدند . بعضى در قدم قدم افتادند ، و به زبان قيّومى خود را قديم گفتند . بعضى در ديموميّت افتادند ، از آن بىضرر حدثان در بقا باقى شدند . مرغ تجريد « اللّه اللّه » سرود ، مرغ توحيد « انا الحق » گفت ، مرغ تقديس « سبحانى » ، چون از باغ نوروز مشاهده برخاستند بجناح آزال در آباد آباد بپريدند . با حق در حقيقت رفيق گشتند . ازو آهان‌آهان سر بستندند . ( 34 ) آن مرغان لاهوتى سرّ لاهوت در سراى ناسوت آوردند ، و بجان لاهوت در زبان ناسوت سخن گفتند . خود گفتند و از خود گفتند و با خود گفتند . مقالتشان از حق بكر آمد . آن بكر به حجلهء قرب بكر باز رفت « منه بدأ « 19 » و اليه يعود » . آن مستان سخن

--> ( 7 ) لست كاحدكم : قال ( رسول اللّه ص ) لاصحابه « كلوا فانى لست كاحد منكم ، انى اخاف ان أذى صاحبى » سنن دارمى ، طبع مطبعهء اعتدال 1349 قمرى ج 2 ص 102 ؛ مسند احمد ج 3 ص 30 ( 19 ) بدأ S : يبدأ M